کتاب خاکریزهایی در شهر. زندگی نامه و خاطراتی از زنان ستاد پشتیبانی استان کرمان. به قلم زهرا بوزار.
گزیده ای از کتاب
…هر کدام از بچه های روستا چیزی به دست داشت یکی نان بربری یکی تخم مرغ خانگی و دیگری آرد گندم تعدای هم بادام و گرد و آورده بودند و حتی بعضی ها لباسهای گرم و پتو در دست داشتند. پیرمردها و پیرزن های روستا هم چیزهایی برای کمک آورده بودند. یکی از پیرمردهای روستا رو کرد به راننده و کمکی اش و گفت: از قول ما سلام به رزمنده ها برسانید و بگوئید ما دعاگویتان هستیم تا پیروز شوید.





دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.