کتاب خانه عمه. روایت زندگی تعدادی از همسران رزمندگان لشکر 41 ثارالله در شهر اهواز. به قلم صدیقه انجام شعاع.
گزیده ای از کتاب
راه افتادم به سمت طبقه پایین. شاید حبیبه که کنارم تند تند از پله ها پایین می آمد با خودش فکر می کرد خانم یزدی الآن چه چیزی را می خواهد ببیند! در ورودی باز بود. پشت در روی زمین بی فرش قابلمه خورش سرنگون روی درش
افتاده و مقداری از محتویاتش دور و برش پخش است خم شدم و با خونسردی دو طرف قابلمه برشته را با درش رفتم و از روی زمین برداشتم و سر و ته کردم …





دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.