کتاب دخترک داعشی. به قلم محمدتقی عرب. در این کتاب می خوانیم:
فصل اول: مجوز سفر
فصل دوم: یک مسئله ساده
فصل سوم: هادی
فصل چهارم: سرهنگ نعیم ماجد
فصل پنجم: عامر
فصل ششم: موقعیت 247
فصل هفتم: نقشه
فصل هشتم: ابوعلی
فصل نهم: نگرانی مادر
فصل دهم: تیغه مته
فصل یازدهم: ابوزهرا
فصل دوازدهم: میزبانی
فصل سیزدهم: حسن ساجد
فصل چهاردهم: تونل ها
فصل پانزدهم: بوکمال
فصل شانزدهم: لباس داعشی
فصل هفدهم: نمایندگان سازمان ملل
فصل هیجدهم: لبه گودال
فصل نوزدهم: کشف حقیقت
فصل بیستم: طراحی نقشه
فصل بیست ویکم: المزیدات
فصل بیست و دوم: شلوغی بی سیم ها
فصل بیست و سوم: غوغای بالگردها
فصل بیست و چهارم: فرماندهی
فصل بیست و پنجم: ولوله پشت چادر
گزیده ای از کتاب
…مسعود ذوق زده پرسید: «چی؟ چه خبرهایی هادی؟»
– عامر به طور جدی افتاده دنبال کار. رفته با دایی باقرم صحبت کرده. می خواهد ما را برساند مرز سوریه.
– کِی؟
– تو باید بگویی کِی؟
– درست می گویی. ولی حالا دیگر تاریخش مشخص شده.
این بار هادی ذوق زده شد. خیلی هم بیشتر از مسعود. فریادش بلند شد.
– پس چرا نمی گویی؟
– ببین! این چیزهایی که من دارم فقط اطلاعات خام است. یعنی…





دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.