کتاب جان ناقابل، زندگی نامه و خاطرات جهادگر فرهنگی شهید هوشنگ مداحی پور به قلم آذر همتی. شامل خاطرات همسر، برادر، دوستان و دلنوشته های فرزند شهید.
برای خرید کتاب با ما تماس بگیرید.
گزیده ای از کتاب جان ناقابل
سالهای آخر رژیم ستمشاهی با اوج فساد و تباهیهای اوباش و اراذل همراه بود. اغلب در هنگام بازگشت به منزل با این عوامل اخلال و فساد مواجه میشد و گاه زخمی و خونین به منزل میرسید.
در همان دوران با عکسهای امام مأنوس بود. گاهی به خاطر آنها، کتک میخورد و موجب میشد که حتی نیمه شبها سنگ به منزل ایشان پرتاب کنند. مراحل سیر انقلاب را با علاقه و جدیت تمام دنبال میکرد.
پس از پایان سربازی به جیرفت رفت. همان سال به خدمت آوارگان جنگی شتافت و در اردوگاه مشغول کمکرسانی به آنان شد. او با ذوق فراوانی کار میکرد. شب و روز برایش مفهومی نداشت. در تاریخ 20/3/1363 به عنوان کتابدار در کتابخانهی شهید مدنی جیرفت مشغول به کار گردید.
سال 65 ازدواج نمود و حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نامهای بهنام و میلاد و یک دختر به نام فاطمه میباشد.
همزمان با جنگ تحمیلی چندین مرحله به عنوان بسیجی و مبلّغ در جبهه حضور یافت. هیچ روزی برای او تعطیل نبود.
وی در کنار این حرکتهای شایستهی فرهنگی به مسئلهی امر به معروف و نهی از منکر توجه ویژه و به مبارزه با مفاسد و هدایت اجتماعی نیز تلاش وافری داشت. او به هویت ملی و اقوام و فرهنگ، احترام خاصی قائل بود و معتقد بود که ما باید از اینها پاسداری کنیم و نگذاریم عناصر ضد فرهنگی، اشرار و قاچاقچیان، جامعه را به لجن بکشند و همین فعالیتهای او بود که موجب حمله مکرر اشرار در مواقع مختلف در مسیر راه او میشد.
خداوند امانتی را که در مورخ 9/7/1338 به خانوادهی مداحیپور عنایت کرده بود، 32 سال بعد در 9/7/1371 به زیبایی گلچین میکند و به لیست مقربان درگاه خود میافزاید.




دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.