نخل

۸۰۰,۰۰۰ ریال

 

دسترسی: 4 در انبار (فعال برای پیش سفارش)

- +

کتاب نخل، زندگی‌نامه و مجموعه خاطرات شهید حسین مرادی‏‫ به قلم اختر بیجاد.‬

خرید نسخه الکترونیکی (PDF)

 

برای خرید نسخه چاپی با ما تماس بگیرید

 

گزیده ای از کتاب نخل

او در سال 1388ش بيشتر وقتش را در سيستان‫وبلوچستان سپري مي‫کرد. هميشه از فقر آن منطقه ناراحت بود و برايم مي‫گفت: « بايد خدا رو شاکر باشيم که بچّه‫هامون راحت و آسوده و با امکانات کافي دارن درس مي‫خونن، امّا بچّه‫هاي محروم سيستان، از کمترين امکانات ممکن برخوردارن و کلاس درسي هم ندارن .»‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
هدف همسرم خدمت به اين قشر محروم بود و بس… .
با بزرگ‫تر شدن بچّه‫ها، مسئوليّت نگهداري و مراقبت از آن ها به مراتب سخت‫تر از پیش شده بود؛ براي همين گاهي معترضانه از حسين مي‫خواستم تا بازنشست شود. يک روز در حالي که خواهش و تمنّا در نگاهم موج مي‫زد با بغضي خفه در گلو گلايه‫مند گفتم: «حسين، ديگه بسه خدمت در سپاه، بيا و بازنشست شو»!‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
او متحيّر نگاهم کرد و گفت: «شما که سالي رو صبر کردين، ماهي رو هم صبر کنين. وضعيت من تا 8 آبان 1388ش معلوم مي شه».
سپس دستي به لباس نظامي‫اش کشيد و گفت: «بالاخره اين لباس مقدّس از تن من بيرون مي‫آد. به خودم قول دادم که هرگز اين لباس رو تا رسيدن به هدف و مقصد؛ از تنم بيرون نيارم. تا اين تاريخي که بهت گفتم وضعيتم مشخّص مي‫شه و اين لباس از تنم بيرون مي‫آد.»‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
با اين حرف او ته دلم خالي شد و به يکباره لرزيد. ديگر چيزي نگفتم و سکوت بين ما حکمفرما شد.»‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

سبد خرید
0
    0
    سبد خرید شما
    سبد خرید شما خالی استبرگشت به فروشگاه
    نخلنخل
    ۸۰۰,۰۰۰ ریال

    دسترسی: 4 در انبار (فعال برای پیش سفارش)

    - +
    پیمایش به بالا