کتاب رباب خاطرات بانو زهرا حمیدی
کتاب رباب خاطرات بانو زهرا حمیدی راوری، دختر، همسر و مادرشهید به قلم خانم شیرین توکلی زاده راوری و خانم زهره شمسی نژاد راوری.
گزیده ای از کتاب
اولین دیدار ما با حاج قاسم روزی بود که برای افتتاح یادبود گلزار شهدای راور آمده بود. حاج علی کمالی از سپاه راور به ما اطلاع داد که حاج قاسم می خواهد به منزل ما بیاید. همه آماده شدیم. کم افتخاری نبود. فرمانده لشکر ثارالله به خانه مان می آمد.
خوشحال بودیم و در تکاپو برای پذیرایی. وقتی آمد آرامش عجیبی بر قلبمان حکم فرما شد. نگاه مهربان و چهره متواضعی داشت همراه با لبخندی زیبا. با مهربانی با همگی صحبت می کرد و از احوال همه می پرسید ولی به محسنه که کوچک تر از بقیه بود محبت خاصی داشت. او را کنار خود نشاند و نوازش کرد و بوسید. بعد ۵۰ هزارتومن پول و یک جلد کلام الله مجید به او هدیه داد.
از شهیدانمان که می گفتیم، چشمان به اشک نشسته اش را به زمین می دوخت یا به آسمان نگاه می کرد و سر تکان می داد. آن روزها برای گذاران زندگی، شیرینی خانگی می پختم. یک ظرف شیرینی برای ایشان آماده کردم که ببرند. وقتی آوردم یک شیرینی برداشت و کمی آن را نگاه کرد، بسم الله الرحمن الرحیم گفت و آن را خورد. گفت محض تبرک از خانه شهید همین مرا بس است.
آرزوی زهرا حمیدی:
در تنهایی هایم باشهیدانم حرف میزنم و از آن ها کمک می خواهم. احساسشان می کنم و از آن ها می خواهم دعایمان کنند و در راه اسلام و انقلاب، یاریگرمان باشند.
آرزویم این است که روزی دست بر ماشه گذاشته و موشکی را روانه آمریکا و اسرائیل کنم.





دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.